تفسیر اهنگ قمارباز

معنی و مفهوم شعر قمارباز چاوشی

تفسیر (قمار‌ باز)

قبل از اینکه به موضوع بررسی این غزل بپردازیم باید نکته ای را متذکر باشم. دوستان تفسیر اشعار مولانا کار هر کس نیست. حتی تفسیر های ارائه شده توسط بزرگانی چون دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و دکتر سروش نیز از نظر عده کثیری مورد اختلاف است. خود این بزرگان نیز هیچ کجا نگفته اند درکشان از مولانا و اشعارش کامل ترین درک است. اگر بخواهیم بر روی نوشته خود تاکید کنیم‌ و بخواهیم قرائت دیگران را از اشعار مولانا نا صحیح بدانیم فرق ما با داعش چیست؟ داعش هم تنها قرائت خودش از قرآن را صحیح میداند و باقی را کفر آمیز قلمداد میکند. ما نباید در مقوله مولانا نیز داعش دیگری درست کنیم. حال اینکه اگر تاکید ما بر قرائت و تفسیر خودمان از مولانا باشد و باقی قرائت ها را رد کنیم‌ خود را مسئول کژ فهمی عده زیادی از دوستداران حضرت مولانا ساخته ایم و از آن مهم تر به شخص مولانا نیز مدیون خواهیم‌بود. بارها گفته ام و باز هم تاکید میکنم‌ شناخت من‌از مولانا اصلا و ابدا شناختی کامل و جامع نیست. بنده حقیر بنا به وسع و سواد اندکی که دارم‌تنها به معنی کردن اشعار مولانا میپردازم و تفسیر و درک اثر را به عهده خود شما بزرگواران قرار میدهم. پس متوجه باشید که پشت این‌نوشتار هیچ گونه ادعای فضل یا خود بزرگ پنداری و یا خدای نکرده شما را بی سواد تر از خود دانستن نیست.

غزل قمارباز شاید پندانه ای باشد برای انسان و انسانیت. برای مخالفت با نا امید شدن از زندگی. به زعم نگارنده شاید این غزل در دوران هجرت شمس تبریزی سروده شده باشد هرچند برای تاریخ سنجی اشعار مولانا بخصوص غزلیات او هیچ‌منبع موثقی تقریبا وجود ندارد. کلید من برای حدس زدن تاریخ خلق این اثر زبان و درون مایه اثر است. حال آنکه برای بار چندم‌تاکید میکنم‌ گفته ها و حدسیات من وحی منزل و موثق ترین گفتار ها نبوده و نیست.

تفسیر شعر قمارباز

همه صیدها بکردی هله میر! بار دیگر
سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر

ای بزرگ. ای انسان. ای خلیفه الله… هر چه خواستی کردی، هر چه شکار کردنی بود شکار کردی، هر چه امیال تو خواست انجام دادی و این‌کافی نیست. همچنان باید به زندگی خود ادامه بدهی و زندگی کنی.

“منظور از سگ خویش به احتمال زیاد امیال نفسانی انسان‌است.”

همه غوطه‌ها بخوردی، همه کارها بکردی
منشین ز پای یک‌دم که بماند کار دیگر

در دریای معرفت و علم و دانش مثل یک‌ماهی شناور بودی. کارهای بزرگی انجام داده ای، وقت بازنشستگی نیست. کار های زیادی هنوز باقی مانده است. باید ادامه بدهی.

خُنُک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

خوشا به حال آن قمار بازی که تمام زندگی خود را فنا کرد ولی هیچ ارزویی در دلش نیست مگر تکرار دوباره این قمار

به عقیده برخی صاحب نظران امر، قمار در اینجا استعاره از زندگی است. برخی دیگر اعتقاد دارند منظور از قمار دیدار شمس تبریزی است و…. نظر نگارنده به نظر مفسرانی نزدیک تر است که قمار را به زندگی تفسیر کرده اند.

تو به مرگ و زندگانی هله تا جز او ندانی
نه چو روسبی که هرشب کشد او به یار دیگر

تو چه در این دنیا چه در آن دنیا چه در هنگام زندگی چه در هنگام مرگ نباید از خدا غافل باشی. تو چون زنان بدکاره نیستی که هر شب دست به دست بین مشتریانش جا به جا شود. تو انسانی و باید به خالق خودت ایمان داشته باشی.

تو بسی سمن‌بران را به کنار درگرفتی
نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر

تو با بسیاری از زیبا رویان و زیبا اندیشان وقت گذراندی، کمی در خود تامل کن. به اطرافت نگاه کن هنوز هم زیبایی ها و اندیشه ها و انسان هایی هستند که بخواهی برایشان وقت بگذاری

همه نقدها شمردی به وکیل درسپردی
بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر

همه دارایی هایت چه مادی و چه معنوی مورد حساب است. دارایی های معنوی خود (گناه و ثواب) را مانند دارایی های مادی خود که به حسابرسانت سپرده ای، به دست ملائک و گماشتگان حضرت حق سپرده ای… نگاه کن هنوز هم باید زندگی را ادامه دهی، هنوز هم باید تا زمان مرگ دارایی هایت (چه مادی و جه معنوی) را حسابرسی کنی…

مطالب مرتبط

5 دیدگاه‌

  1. فرامرز گفت:

    ممنون. خوب و خواندنی بود

  2. Erfan گفت:

    به وکیل درسپردی نادرسته. به وکیلِ در، سپردی . راجب این تفاوت ک باعث معنی اشتباه شما شده تحقیق کنید. یا حق🙏🏻

  3. رومینا گفت:

    عالی👌 متشکر🙏
    تفسیر آهنگ مسلخ رو هم اگه ممکنه بذارید ممنون🌸

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.