تفسیر آهنگ حضرات

این شعر به زبان محلی و از زبان یه پسر عاشقه که دختر آقا رضا فرزند عبدللله رو که از ایلادونِ حیدرعلی است دوست داشته.پارسال سرچشمه به پسر قول داده که زن هیچکس نمیشه بجز او. اما سال بعد توی روستا دیده که صدای ساز و نقاره میاد و دختری که قول داده بود داره ازدواج میکنه.و با خود میگه دلیل رفتنش و تنها گذاشتن من همین بود که با یکی دیگه بره حجله و عروسی کنه قبلشم حمام رفته.پس اینهمه قسم که خوردی چی شد.با قسم هات چه میکنی.

دکلمه= خوب این داستانم یه حرفی میشه سر زبونای مردم که البته اشکال نداره به قولا حرف بادبزن جیگر زنای دهه(ضرب المثل)

پارسال نه دوسال قبل تو دالون(یه جای سرپوشیده )یادش بخیر بوسم دادی و زیر آلونک یا سایه بانِ مشهدی میرزا تنها می نشستم و نگاه به پنجره خونت میکردم و تو برام بوس میفرستادی از اون بالا.

شب میرم پشت بام مسجد و فریاد میزنم که ای مردم دختر رضا عبدالله به من قول داده بود که با من ازدواج کنه ولی حالا چی شد…

دکلمه=سال قبل که خدای تو فقط یکی بود و روش قسم میخوردی ومیگفتی به خدا جز تو با هیچکس ازدواج نمیکنم یادته ولی حالا خدا 10تا20تا شده یعنی حرفات و قسمات دروغ شده … بخدا خدا همون خدای اولیه که بهش قسم میخوردی.همونه که میگفتی مری شهر و میای واسم الله میاری؟(منظور از الله همون گردنبد بوده یا گردنبندی که نام الله روش حک شده)من واست گردنبند الله اوردم و انداختی به گردنت و حالا گردنبند الله توی سینه توست ولی جان من بگو خدا رو اصلا میشناسی.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.